بازگشت صفحه اصلی

میرزا آقا افنان ملقب به نورالدین

میرزا آقا افنان ملقب به نورالدین، مادرشان زهرابیگم خواهرحرم مبارک است. بعد از صعود حرم مبارک حضرت اعلی، جمالقدم تولیّت بیت الله الاکرم را بایشان محول فرمودند. پدر میرزا آقا نورالدین فردی بنام زین العابدین بود که پسر عموی سید محمد رضا پدر حضرت ربّ اعلی بود. فرزندان میرزا آقا نورلدنی جناب میرزا حبیب افنان و میرزا آقا بزرگ، میرزا ضیاءالله افنان و طوبی خانم میباشند. نورالدین پسر زین العابدین و زهرا بیگم خواهر خدیجه بیگم حرم حضرت اعلی؛ برادر زاده خد یجه خانم حرم حضرت باب که در سنین جوانی توسط عمه خود بامر ایمان آورده بود و او جناب سید محمّد را تشویق به ملاقات حضرت بهاءالله در بغداد نمود(1) مادر آقا میرزا آقا (نورالدین) زهرا بیگم خواهر خدیجه بیگم حرم حضرت اعلی بود این دو خواهر دختران یکی از تجار شیراز بنام میرزا علی بودند. زهرا بیگم در اکتبر 1889 زندگی را بدرود گفت و پس از چند ماه جمال اقدس ابهی همه افراد خانواده آقا میرزا آقا را برای زیارت بارض اقدس دعوت فرمودند. میرزا آقا در زمانی که بواسطه وقایع اصفهان و شهادت سلطان الشهداء و محبوب الشهداء جانش در خطر بود بزرگان خانواده چنین صلاح دیدند که او از شیراز خارج شود و او راه بمبئی را پیش گرفت و بعدها به پورت سعید رفت و تجارتخانه ای بنام نورالدین حسن دائر نمود. در این موقع حاجی میرزا حبیب الله 14 ساله بود و بهمراهی مادرش سلطان بیگم خانم و خواهرش طوبی خانم و برادرانش میرزا بزرگ و میرزا ضیاءالله و یک خادم کاشانی بهمراهی زیور سلطان خانم که پسرش آقا میرزا هادی بعدها پدر حضرت شوقی افندی گردید و بالاخره به پورت سعید محل اقامت آقا سید آقا رسیدند و همگی در آخر ماه جولای 1891 بوسیله کشتی به حیفا رسیدند. جناب منشادی به استقبال آمده بود و همه را از گمرگ و تشریفات رد میکند و همه را به چادر هیکل مبارک که در دامنه کوه برپا شده بود راهنمائی کرد. مدت نه ماه در ارض اقدس زائر بودند.(2) پسر خواهر حرم مبارک بنام آقا میرزا آقا اقبال و ایمان آورد و پس از آنکه حرم بنوع مذکور انتقال بدار السّرور یافت جمال ابهی تولیّت بیت اعلی را باو واگذار فرمود و لقب نورالدین یافت (3) آقا میرزا آقا نورالدین پسر میرزا زین العابدین شوهر خواهر خدیجه خانم حرم مبارک می باشد. خدیجه خانم خواهرزاده خود آقا ميرزا آقا را که در سنّ يازده ساله بود هدايت باين امر و تربيت نمود که با قوّت ايمانی و اشتعال و انجذاب وجدانی به نشر نفحات الهيه فيمابين افنان و خويشان برخاست و پدر خود ميرزا زين العابدين و نيز مادر خود را هدايت نمود و با خال اکبر مذاکره کرده علائم و اوصاف منقوله در شأن موعود منتظر را مانع و حاجب وی ديده تشويق برفتن عراق عرب و تشرّف به محضر ابهی و ملآقات والده حضرت اعلی نمود و لذا خال به بغداد شتافته فائز به درک حضور و ايمان گشته با نسخه ای از کتاب مستطاب ايقان مراجعت کرده تأکيد نمود تا آقا ميرزا آقا با پسرانش حاجی ميرزا محمّد علی و حاجی ميرزا محمّد تقی و حاجی ميرزا بزرگ صحبت در خصوص امر بديع را مداومت داد و در تبليغ آقا سيد محمّد حسين و آقا ميرزا ابوالحسن پسران حاجی ميرزا ابوالقاسم مساعی جميله نمود و بدين طريق غالب بستگان حضرت ربّ اعلی در شيراز به منقبت ايمان بديع نائل شدند و به لقب افنان در الواح ابهی مفتخر گشتند ولی بعلتّ قلتّ احباب و خوف خطر که از هر جانب بود ملاحظه حکمت و ستر نمودند و پيوسته عرائض به محضر ابهی فرستادند تا آنکه مبّلغين پی در پی رسيده نفحات جان بخش بديعه به مشام مؤمنين و غيرهم رساندند و متدرّجا جمعيت بسيار شد و گروهی به زيارت محضر مبارک ذهاب و اياب به عراق نمودند و نخستين کس از مبّلغين که در ايام اقامت ابهی در ادرنه به شيراز رفت ملا محمّد زرندی نبيل اعظم بود که صور اعظم را دميده اشراق انوار الهيه و اعراض ميرزا يحيی را بی پرده بيان کرد و توقيعات ربّ اعلی و الواح جمال ابهی را از کلمات وی تفکيک و جدا و آثار و افکارش را باطل و هباءً منثورا ساخت و بابيان کلاً در جنّت ابهی وارد شده ظلّ سدرۀ الهيه آرميدند سپس حاجی محمّد ابراهيم مبلغّ سبب هدايت عدّه کثيره شد و هم آقا محمّد نبيل اکبر قائنی به شيراز رفته موجب تکميل و تقويت ايمانيه افنان و واسطۀ هدايت برخی گرديد(4)
منابع
ب ش ، 216
ب ش، 513
ظ ح: 5، 526
ظ ح: 6، 872
قبلی
بعدی