حاجی تقی تبریزی
در سال 24 ظهور و 1283 و 1866 جمعی از زائرین احباب بادرنه وارد شده برخی مقیم وبعضی راجع گشتند که عبارت بودند از کربلائی تقی ورود یافته و بخانه منزل گزیدند (4) حاجی جعفر و کربلائی تقی مذکور برادران حاجی حسن تبریزی از اصحاب منجذب بغداد که در ادرنه در زمان تبعید به عکا ساکن بودند (5) حاجی تقی و برادرش حاجی جعفرکه در ادرنه میهمانخانه منزل داشتند و در حدود وقایع تبعید مورد تعرض قرار نگرفتند و تصور میرفت که اندو باقی خواهند ماند این دو برادر بیشتر اوقات در بیرونی بسر میبردند و میتوانستند بدون ممانعت رفت و آمد کنند (6) حاجی حسن از مشاهير مهاجرين برادران سه گانه حاجی حسن وحاجی تقی وحاجی جعفر هرسه پيله وَر ودر ايّام حضرت مبشّر مؤمن شدند وحاجی حسن در سفر اوّل جمال ابهی به عراق تشرّف حضور يافته منجذب گرديد. برادر متوسط حاجي تقي وبرادر كِهتَرحاجي جعفر در ايّام ادرنه از تبريز بدانجا شتافته قرار جستند تا در موقع حركت جمال ابهی حاجی جعفر سرخويش ببريد وحسب امر ابهی حلقومش را بخيه زدند وبا حاجي تقی در بيمارخانه بماند وپس از دوماه از حركت ابهی هردو به عكا رفتند وحاجی تقی پيوسته در نهايت تذكّر ومناجات ودعا وإخلاص وسكوت وانزوا بزيست ومانند برادر مِهتَر يوماً فيوماً مجذوب تر شد وتمامت شب را به گريه وزاری در درگاه باری صرف می كرد وبالاخره شبی از ايوان رباط بيفتاد وبه جهان بالا خراميد و امّا حاجی تقی را حالت سكوت و انزوا وتعلّق به عالم بالا به شدّت بود تا آن كه نيم شبی اورا بربام به حال تضرّع ومناجات ديدند وعلی الصّباح در پای ديوار افتاده بيهوش يافتند و همين که بهوش آمد به اين مضمون سخن گفت چون از بقا بيزار شدم آرزوی فنا کردم و نميخواهم دقيقه ای در اين جهان بمانم دعا کنيد تا بروم.(7)