بازگشت صفحه اصلی

حبیب الله براقی – میرزا

میرزا حبیب الله براقی پدربزرگ دکتر فیروز براقی والدینش (نساء خانم و کربلائی محمد) او را میرزا بهاءالله نام نهاده بودند حضرت رب اعلی در بیان باب 4 از واحد 5 «بهترین اسما اسمی است که منسوب الی الله شود مثل بهاءالله یا جلال الله یا جمال الله یا نورالله ...» و حامل اسم باید بکوشد تا قابلیت نام را پیدا کند. طفل بود که پدر را از دست داد و یتیم شد و تحت کفالت مادر قرار گرفت و مادر در هنگام مرگ شوهر حامله بود بعد بی بی سلطان بدنیا امد نساء خانم مادر نصرالله و حبیب الله و بی بی سلطان در سن 75 سالگی در سال 1905 بدرود حیات گفت. میرزا بهاءالله تحصیلات مقدماتی را در بشرویه در مکتب کربلائی میرزا علی ابن میرزا مهدی که در گذشته ایام به تعلیم جناب باب الباب افتخار یافته بود و کراماتی از ان طفل بزرگوار دیده بود میرزا علی برخی از ان موارد را برای میرزا بهاء تعریف میکرد بعد نزد دائیش و پدر همسر اینده اش ملا محمد حسین کاتب به تحصیل علوم عربی و فارسی پیشرفته تر پرداخت. گاه گاه عمویش کربلائی میرزا حسن براقی از طبس برای دیدار میامد. در سال های 1306 ه ق جناب ابوالفضائل گلپایگانی به طبس مسافرت نمود و میرزا بهاء و میرزا حسن پیشکار عماد الملک به دیدار او رفتند و در این دیدار بود که میرزا بها که 18 ساله بود نام خود را به حبیب الله عوض کرد . در سفری که به سرخس کرد با میرزا ابوالحسن فرزند ورقه الرضوان خواهر ارشد باب الباب و ملاقات مکرر احباب سرخس روسیه و شناسائی یاور عباسعلی خان پسر اسمعیل خان براقی نابرادری خود اشنا شد. در بشرویه به تشویق میرمحمد بیک از احبای سرشناس بشرویه مدرسه کوچکی درست کرد و به تعلیم افراد مشغول شد شاگردان او جمعی از بهائیان و اعیان بودند: میر ولی اقا و میر کلیم اقا (غیاثی) فرزندان میر محمد حسین خان (بیک) میرزا اقا جان و میرزا عبدالجواد (فرزندان اقا عبدالرحیم) اقا عبدالوهاب و اقا میرزا علی اکبر (نوه های کربلائی حاجی بابا) اقا سید ابوالمکارم (فرزند اقا سید فضائل) – حاجی میرزا حسین زئیس خاندان شریفی و شریفی پور- داستان ها و خاطره هائی از ملا علی سبزواری شهید – میرزا مهدی رشتی بعنوان مبلغ از بشرویه دیدن کرد قبل از ایمان از محترمین بود میرزا مهدی به عشق اباد مهاجرت کرد و به تجارت چای اشتغال داشت – در سال های 1317 ه ق – 1900 میلادی حاجی میرزا امین اردکانی و میرزا حمد ازغندی بر احباب بشرویه وارد شدند حضور این دو مبلغ مایه اشوب شد و انان را ناگزیر ساخت که به سوی طبس روانه شوند و باز مردم اشوب کردند و میرزا محمد طاهر ایسکی و فرزندش اقا نصرالله بیک را چنان با چوب و چماق زدند که شخص اخیر از کثرت صدمات جان بدر نبرد در سال 1325 ه ق میرزا علی اکبر رفسنجانی و طراز الله سمندری به بشرویه امدند و مردم شروع به پرخاش کردند و ملا محمد حسن ابن ملا محمد حسین بقیه السیف و فرزند او را در گرمابه عمومی زدند و خواستند که نزد مجتهد تبری کند و در انتها ملا محمد حسن همانند پدر بزرگوارش بر اثرصدمات جسمانی و روانی به ملکوت ابهی صعود نمود از ملا محمد حسن یک پسر بنام میرزا عبدالحسین (بدیعی) و سه دختر بنام های بی بی کوچک (خلوصی) بی بی سلطان (کاتب زاده شهیدی) و بی بی حجی (ممتاز ) باقی ماندند که با شوهران بهائی خود خانواده های مومنی ببار اوردند – برادر همسر جناب حبیب الله میرزا هدایت الله کاتب پور فرزند ملا محمد حسین کاتب که در زمانی که میرزا حبیب الله در مخروبه ای سکنی گزیده بود شبانگاهان اب و نان میبرد - آخوند ملا محمد حسن (قاضی) ابن ملا عبدالصمد مردی عارف پیشه و عالم بود و چون بامر بهائی تعلق خاطر داشت از سعایت ملایان بر کنار نمی ماند. بدیع الزمان فروزانفر نزد ملا محمد حسین کاتب پدر زن و دائی میرزا حبیب الله براقی علوم و معارف پایه ان زمان را فراگرفته بود – میر محمد حسین خان بزرگ خاندان غیاثی یکی از بهائیان مشهور و فداکار به پیشکاری و نیابت حکومت بشرویه بر اعتبار جامعه بهائی بشرویه افزود – اقا میرزا محمد رئیس شریفی – اقا نعمت الله اشراقی مباشرت املاک جد خود ملا محمد حسین بصیر را بر عهده داشت – آقا میرزا منوچهری که کلاس های درس اخلاق کودکان را در بشرویه سرپرستی میکرد – میرزا حاجی اقا رحمانیان برای سفر تبلیغی در سال 1319 شمسی به بشرویه امد – آقا محمد باقر سروش و اقا میرزا فدائی را بشدت کتک زدند – اقا قدرت الله کاتب زاده شهیدی که با شوهر خواهر خود اقا میرزا عباس جواهری مغازه فروش نفت و خوار بار داشتند و دشمنان سعی میکردند مغازه انها باتش کشند میرزا حبیب الله در سال 1324 شمسی در سن 80 سالگی اتفاق افتاد – از میرزا حبیب الله و همسرش حبیبه خانم دو فرزند بنام های میرزا غلامحسین و خدیجه خانم (پدر و عمه نگارنده فیروز براقی) باقی مانده که در سال های 1372 و 1375 شمسی در مشهد به ملکوت ابهی صعود کردند (ت ب ، 294 – 337)
قبلی
بعدی