شمسی رفسنجانی
سرکار خانم شمسی رضوانی دختر آقا علی اصغر فلاح و نوه دختری مرحوم آقا محمد علی تاجر یزدی است که در اوائل امر بنا بامر حاج محمد تقی افنان یزدی ملقب بوکیل الحق ازیزد برفسنجان هجرت نمود و در قریه حسن آباد رفسنجان بکار کسب و خدمت امر و نشر نفحات الله مشغول گشت و در مدت قلیلی جمعی را در آنحدود بنور ایمان منور داشت و اولین محفل روحانی آن محل را مقارن با سال تشکیل اولین محفل روحانی طهران 1315 قمری تشکیل داد. خانم شمسی رضوانی در سال 1313 قمری در حسن آباد رفسنجان بدنیا آمد و با وجود عدم وسائل تحصیل در آنزمان مخصوصا برای دختران آنهم در دهات کوچک با قریحه و استعداد فطری موفق بفرا گرفتن سواد خواندن و نوشتن گردید و سپس در اثر مطالعه مستمر و مرور در آیات و الواح و آثار مبارکه پایه اطلاعات خود را بمیزان قابل توجهی بالا برد و از آن پس با اشتیاقی وافر پیوشته در احتفالات و کلاس های امری در تزئید معلومات بانوان و دخترهای بهائی بکوشش پرداخت و در تفهیم احکام و تعالیم مبارک بافراد حتی الامکان غفلت نمی نمود وی پس از وصول بسن بلوغ با یکی از جوانان بهائی ازدواج نمود ولی چیزی نگذشت که همسر جوانش بدرود زندگانی گفت و او پس از چندی بار دیگر با جناب آقا سید علی رضوانی که یکی از بهائیان خدوم و فعال رفسنجان بود و مشقات و صدمات عدیده در راه امر دیده ازدواج کرد. خانم رضوانی در سال 1310 شمسی باتفاق همسر و مادر و دو فرزند خردسال خود با کسب اجازه قبلی باراضی مقدسه سفر نمود و بزیارت و تشرف بحضور حضرت ولی امرالله مفتخر و متباهی گشت در این سفر خود یکی ازغزلهای خواجه حافظ را تضمین نمود ودر آن اشاره بتشرف خود در آن استانه کرده است خانم شمسی سه سال قبل از صعود حضرت ولی امرالله یعنی در سال 1333 شمسی باتفاق کلیه عائله خود حسب الامر مبارک بکشور مراکش مهاجرت نمود و در آنجا ساکن گشت و علی قدر مقدور بخدمت پرداخت تا در سال 1339 شمسی در آن نقطه بیمار شد و برای معالجه بالمان رفت و در آنجا بواسطه یک عمل جراحی که در وی صورت گرفت بملکوت ابهی صعود کرد و همانجا مدفون گردید شمسی رضوانی را در شعر و ادب ذوقی وافر و بادبیات فارسی شوقی متکاثر است او اغلب جذبات قلبیه را در قالب الفاظ موزون بیان داشته و بیشتر در مدح محبوب روحانی خویش بسخن منظوم پرداخته است از جناب ایشان اشعار متعدد ملاحظه شد و پیدا است که از اوائل نشو و نما و شروع بخدمات امریه قریحه ادبیش بکار افتاده و غالبا اشعاری میسروده است (1)
منابع
1. تذکره شعرای قرن اوّل بهائی: 4، 84-82