بازگشت صفحه اصلی

عبدالله فاضل شیرازی - ملا

از اکابر نامدار مؤمنين شیراز ملا عبدالله فاضل است که واعظی ارجمند و فاضلی بيمانند و عالمی دانشمند و فنشّ علوم عقليه و حکميه بود نوبتی به تحريک معاندين مقدّمات گرفتاريش فراهم شد و به تدابير ميرزا عليمحمّد خان قوام الملک صورت نگرفت و چندی بعد از آن بسال 1287 حسب اصرار شيخ حسين ظالم نظام الشّريعه سلطان مراد ميرزا حسام الدّوله والی فارس او را با معاريف از مؤمنين دستگير کرده در زندان به کند و بند نهاد و پس از چند روز همگی را طلبيده بازپرس نمود و ملا عبدالله را نخست حاضر نموده با حضور قوام الملک و مشير الملک مخاطب ساخته چنين گفت ای آخوند مردم ميگويند تو بابی هستی فاضل جواب داد که چه عرض کنم خدا روز بد برای بنده اش نيارد و چنانکه هر کس در طبقه و هم شغلانش رقيب و دشمن دارد برای آحاد سلسله وعّاظ هم رقبا و اعدا بسيار است ولاسيما غالب بزرگان فارس نسبت بمن صداقت و محبّت دارند و اين موجب حسد واعظين شده مرا به صوفيه منتسب داشته اند چه در اثناء وعظ استشهاد به کلمات و ابيات ملای رومی کردم و گاهی حکمی خواندند چه برخی اوقات به کلمات شيخ الرّئيس و صدر المتأهلين استشهاد نمودم و کتب حکميه تدريس ميکنم و اينک مرا در محضر والا ببابيت نسبت دادند و مشير الملک که بوی حسن عقيدت داشت توصيف و تجليل بسيار نموده از مراتب علم و فضل و قوّت بيان و تأثير مواعظ و شدّت ديانت و استغنايش سخن راند و حکمران به فاضل گفت آيا فی الحقيقه چنين نسبت که در باره شما و ديگران ميگويند صدق نيست و فاضل بپاس احتياط و حکمت گفت من متفحصّ حقيقتم و هنوز باصل مطلوب نرسيدم و علم به غيب و آگاهی از خفايا و بواطن ندارم و والی قانع شده او را مرخصّ و رها نمود مشروط بر اينکه از صميم قلب شاه را دعا گويد و نوبتی آقا سيّد علی اکبر مجتهد فالحصيری بنای معاندت و مخاصمت با وی گذاشته از تدريس در مدرسۀ منصوريه که خود امام جماعت و متولی بود و فاضل تدريس ميکرد به بهانه اينکه در ضمن تدريس و مکالمه دعوت بامر بديع مينمايد منع کرد و فاضل در خانۀ خويش حوزهٴ درس مهيا نمود و طلابّ استفاضه جستند و مؤيد الدّوله حکمران آنچه سعی و اصرار کرد که مجتهد راضی شود و فاضل در مدرسه به تدريس پردازد مقبول نيفتاد تا چون مؤيد از حکومت معزول و شاهزاده شعاع السّلطنه منصوب گشت و شاهزاده ابوالحسن ميرزا شيخ الرّئيس در شيراز رحل اقامت افکنده با حکمران جليس و انيس گرديد و بغايت متنفذ و مقدّم بر کلّ علما واقع شد حکمران را بر آن داشت که جمعيتی بفرستاد و فاضل را با اعزاز و اجلال به مدرسۀ مذکوره وارد کرده در مدرسش بتدريس گماشتند و سيد مجتهد بکثرت طلابّ و آخوندان همدستان خود بباليد و حکمران او را با همدستانش حاضر کرده بازخواست نمود و او را به عراق عرب تبعيد ساخت (1)
یادداشت ها:
1. ظ ح: 6، 879
منابع
1. ظ ح: 6، 879
قبلی
بعدی